دسته‌بندی نشده

بیماری های قارچی 

بیماری های قارچی 

 پژمردگی ورتیسیلیومی زیتون : Olive Verticillium Wilt

عامل بیماری :
قارچ Verticillium dahliae و گونه Verticillium albo-atrum که در برخی نقاط فقط گونه اول گزارش شده است.
رده بندی عامل:
قارچ ورتیسیلیوم از قارچهای ناقص و از گروه Phialosporea است.

در نوعی دیگر از رده بندی ورتیسیلیوم در راسته Hyphales از Deuteromycota قرار می گیرد.

آلودگی و گسترش:

پژمردگی ورتیسیلیومی یكی از مهمترین بیماری های زیتون است.

این بیماری زیتون های تجاری كشت شده در باغ ها و همینطور زیتون هایی كه در فضای سبز به كار رفته اند، حمله می كند.

نماتد مولد غده، نماتد مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای كه باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاك های آلوده، تسهیل می كنند.

بیماری

به عنوان یك قارچ خاكزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، زمانی كه دمای هوا پایین است، حمله می كند.

( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی كند ).

بعد از نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد كرده، ازمیان آوندها شروع به حركت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد.

دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می كشد.

با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بیماری را نشان می دهند.

حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث كاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد.

علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توكسین هایی كه توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.

قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاك و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند.

هر دو قارچ عامل بیماری تولید كنیدی هایی می كنند كه عمر کوتاهی دارند.

قارچ V. dahliae تولید میكرواسكلروت هم میكند ولی V. albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میكرواسكلروت تولید می كند كه البته میكرواسكلروت نیست.

مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه است.

قارچ V. dahliae در خاك به صورت میكرواسكلروت تا ۱۵ سال هم باقی می ماند.

هر دوی آنها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تكثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی كنند.

علائم

شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیك زمان گلدهی است. برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند.

رنگ آنها خاكستری كدر و قهوه ای می شود. ریزش برگ و میوه های كه بعد از ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و استرس گرمایی موجود دارد.

دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند.

رنگ پوست ممكن است تقریبا آبی رنگ شود.

شاخه های تكی و مجزا، بخش های بزرگی از درخت یا كل تاج درخت ممكن است در طول یك فصل زراعی ازبین برود. با این حال مرگ كل درخت به ندرت دیده شده است.

سیستم آوندی گیاهانی كه آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند.

آوندهای آبكش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند.

ولی این علامت در درختان زیتون كمتر دیده شده است.

برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست آن را بكنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده كنید.

ولی برای اینكه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه كشت دهید.

با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتكثیر را از سر می گیرد.

شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله قرار می گیرند.

كنترل

هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد.

هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد.

محل اصلی قارچ درون ریشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پیش روی می كند.

استفاده از قارچكش ها هم موثر نیست. حتی تركیبات سیستمیك هم اثر كمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.

پیشگیری بهترین روش مبارزه است ولی همیشه امكان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی كه به عنوان خوراك دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند.

خاك ها به آسانی قبل از كشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند.

عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط آن را آلوده كند.

بنابراین بهتر است تا جایی كه ممكن است از كشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی كه سبزیجات به مدت طولانی در آنها كشت می شده اند خودداری كنیم.

ضدعفونی خاك با حرارت دادن خاك های مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاك گلخانه ها شده است ولی این روش در باغها عملی نیست .

آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای كاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغ ها و زیتون های كشت شده در فضای سبز می باشد.

قبل از كشت در محلی كه به وجود بیماری در آن شك دارید، آن را آبیاری كنید و عمیقا شخم بزنید.

بعد از آن خاك را با یك پلاستیك شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امكان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید.

لبه های پلاستیك را با خاك محكم كنید و روی چند نقطه از پلاستیك خاك بریزید تا مانع از حركت پلاستیك موقع وزش باد شود.

محلی كه برای آفتاب دهی انتخاب می كنید باید كاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاك را گرم و ضدعفونی كند.

آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغ های زیتون مورد استفاده قرار گرفته است.

نکته

قبل از استقرار پلاستیك ها علف های هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع كنید و خاك را آبیاری كنید.

پلاستیك ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاك قرار داده شوند.

اگرچه دمای خاك در طول دوره های آفتابی كنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند.

طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاك با این روش كاهش پیدا كرد و جمعیت میكروارگانیسم های مفید خاك به طور معنی داری افزایش یافت.

درخت بعد از آن به خوبی رشد كرد و دوباره كمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد.

ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.

تدخین خاك (Soil Fumigation)

روش دیگری است كه می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از كشت ضدعفونی كرد

ولی بهتر است از كشت در زمین آلوده خودداری كنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه است و به ندرت باعث كنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید،

به خاطر آسیب هایی كه محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده.

انتخاب دقیق زمین و استفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.

مخلوط كلروپیكرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم استفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاك هستند.

نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده است.

راه دیگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه یك واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.

بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( كه یك میزبان مطلوب است و اینوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد )،

خانواده كدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل:

پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.

از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل :

سرو، ژنكیو، نراد، سروكوهی، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه ای ها مثل:

خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.

اقدامات زراعی

مثل استفاده از كودها،

مدیریت صحیح آبیاری

كنترل علف های هرز كم و بیش در کنترل پژمردگی ورتیسیلیومی موفق بوده اند.

هدف اكثر آنها افزایش قدرت گیاه برای جلوگیری از بروز علائم بیماری است.

البته هیچكدام از آنها باعث معالجه بیماری و حذف آن از درخت نمی شوند.

پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه زیتون : Armillaria Root Rot

عامل بیماری : Armillaria mellea
رده بندی عامل بیماری: Basidiomycota , Basidiomycets , Agaricales , Tricholomataceae

علائم

این قارچ که به قارچ عسلی (Honey fungus) هم معروف است به ریشه ها حمله می كند.

ریشه هایی كه توسط آرمیلاریا آلوده شده اند، دارای صفحات بادبزنی شكل به رنگ سفید مایل به زرد بین پوست و چوب خود هستند.

گاهی اوقات ریزومرف هایی به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در سطح ریشه ها قابل مشاهده اند.

( ریزومرف ها شامل مجموعه ای از ریسه ها هستند.

یک تا سه میلیمتر قطر دارند و به عنوان عامل بقای قارچ ازفصلی به فصل دیگر و در شرایط نامناسب مثل خشکی و آتش عمل می کنند.

در ضمن می توانند در ریشه های گیاهان میزبان نفوذ کرده و آنها را آلوده کنند).

قارچ آرمیلاریا گاهی به زیتون حمله می كند و در برخی اوقات باعث مرگ درخت می شود.

علائم هوایی مشابه علائم ایجاد شده در اثر سایر بیماری های ریشه است مثل

کاهش رشد، کوچکی و زرد شدن برگ ها، خشکیدگی شاخه ها و ضعف عمومی درخت.

در بعضی از گیاهان، كلاهك های قارچ در پایه درختان آلوده به آرمیلاریا،

در طول پاییزهایی كه هوا سرد و بارانی است، دیده می شوند.

ولی چنین موردی به ندرت در درختان زیتون مشاهده شده است.

بیماری

قارچ به صورت میسلیوم یا ریزومرف در درختان آلوده یا در ریشه های در حال فساد زندگی می کند.

روش اصلی انتقال آن از درختی به درخت دیگر به وسیله ریزومرف ها یا تماس مستقیم ریشه ها است.

اسپورهایی که از کلاهک های قارچ بوجود می آیند، عمدتا ابتدا بر کنده های مرده یا مواد چوبی رشد می کنند و سپس با تولید ریزومرف به ریشه های زنده ( به طور مستقیم یا از راه زخم ) حمله می کنند.

مبارزه

  1. جمع آوری کنده ها و ریشه های درختان قطع شده تا قارچ آنها را آلوده نکند و اینوکولوم افزایش نیابد.
  2. عدم کشت در زمین های آلوده
  3. گاهی اوقات خندقی دور تا دور درختان آلوده حفر می کنند تا مانع از رشد ریزومرف ها به طرف درختان سالم شود.
  4. تدخین خاک با استفاده از مواد شیمیایی

برای تدخین از متیل بروماید استفاده می کنیم.

خاک باید رطوبت کمی داشته باشد و درجه حرارت متوسط آن بیش از ۱۰ درجه باشد.

میزان مصرف متیل بروماید بستگی به نوع خاک دارد و بین ۴۰۰ـ۲۰۰ کیلو در هکتار متغیر است.

در خاک های رسی بیشتر و در خاکهای شنی کمتر مصرف می شود.

اگر بخواهیم فقط محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، ۲۵۰ گرم سم برای هر محل درخت به قطر سه متر، کافی خواهد بود.

قبل از مبارزه شیمیایی، تمام درختان و كنده های آلوده و در صورت امكان تمام ریشه هایی كه بیش از ۲.۵ سانتیمتر قطر دارند را خارج كنید.

درختان به ظاهر سالمی كه در نزدیكی درختان آلوده قرار دارند نیزاغلب بیمارند.

این درختان را نیز از بین ببرید و محدوده آلوده را با استفاده از سموم تدخینی ضدعفونی كنید.

درختان، كنده ها و ریشه های خارج شده را باید سوزاند و یا در جایی نگه داشت كه آب های جاری شده از بارندگی، از آنجا به زمین های زراعی جاری نمی شوند.

نکته

برای خشك نگه داشتن خاك در طول تابستان از گیاهان پوششی مثل سودان گراس یا آفتابگردان استفاده كنید.

هرچه خاك خشك تر باشد، سم ( متیل بروماید ) بیشتر درون آن نفوذ خواهد كرد.

بعد از خشك شدن زمین آن را شخم عمیق بزنید.

اگر خاك خیلی نرم و پودری است، بعد از اولین بارندگی شخم زدن و تدخین را انجام دهید.

شخم زمین های رسی باعث بوجود آمدن كلوخ هایی در سطح آن می شود.

افزایش دوز سم باعث افزایش نفوذ آن در خاك می شود ولی این مساله در خاك های مرطوب چندان صحیح نیست، به ویژه در خاكهایی كه رس زیادی دارند.

متیل بروماید را تا عمق ۷۵ـ ۴۵ سانتیمتری به وسیله چیزل در خاک تزریق کنید و خاک را با پوشش ضدگاز بپوشانید.

پوشش روی زمین را حداقل تا دو هفته برندارید و خاک را تا یك ماه قبل از كشت هوا دهید.

زمان تدخین خاك می تواند از اواخر تابستان تا اویل پاییز باشد.

نكته

به ندرت می توان قارچ را ریشه كن كرد، مگر در نواحی محدود.

اگر خاك خیس است و تا اعماقی كه ریشه ها رشد می كنند، دارای لایه های رسی است، تدخین كردن زیاد موفق نیست.

بهترین ریشه كنی در خاكهایی كم عمق با عمق كمتر از ۱.۵ متر صورت می گیرد.

پوسیدگی های فیتوفترایی ریشه و طوقه زیتون : Phytophthora Root And Crown Rot

عامل بیماری :
گونه های مختلفی از فیتوفترا به زیتون حمله می كنند كه از نقاط مختلف گزارش شده اند.

در استرالیا Ph . cinnamomi در كالیفرنیا Ph . citricola و Ph .dreschleri

به عنوان عوامل اصلی پوسیدگی ریشه و طوقه زیتون شناخته شده اند.

در ایتالیا هم گونه Ph .palmivora به عنوان عامل مرگ درختان جوان شناسایی شده است.
رده بندی عامل بیماری :
Stramenopila , Oomycota , Oomycetes , Peronosporales , Pythiaceae

بیماری

در بیشتر نقاط این بیماری، بیماری خیلی مهمی محسوب نمی شود

همانند سایر بیماری های ناشی از فیتوفترا تحت شرایط خنك و خیسی خاك و بالا بودن رطوبت نسبی بوجود می آید.

بنابراین در بخش های پست باغ و كلا در مناطقی كه زهكشی خوبی ندارند، رخ می دهد.

در بیشتر موارد فیتوفترا اول در سطح خاك یا نزدیك به آن به گیاه حمله می كند

باعث آبسوختگی پوست می شود كه بعدا به صورت نواحی سیاه در می آید.

اگر این ناحیه دور تا دور تنه درخت را بگیرد باعث مرگ درخت می گردد.

در مراحل اول بیماری پوست ساقه محكم و دست نخورده است

در حالی كه بعدا پوست لعابی شده و ممكن است دارای تراوشات صمغی و آبكی باشد.

فیتوفترا به ریشه ها هم حمله می كند و باعث پوسیدگی و قهوه ای رنگ شدن ریشه های اصلی یا فرعی می شود.

علائم هوایی به صورت كاهش شدید برگها، كم پشت شدن شاخ و برگ،

خشكیدگی سرشاخه ها و عدم رشد انتهایی و بالاخره مرگ اندام های هوایی بالای ناحیه آلوده می باشد.

درختان آلوده ممكن است به تدریج ضعیف شوند و طی چندین سال ازبین بروند

یا در همان فصل زراعی كه علائم هوایی ظاهر می شوند، بمیرند.

فیتوفترا در بافت های آلوده به صورت میسلیوم، اووسپور یا كلامیدوسپور زمستان گذرانی می كند.

گونه های فیتوفترا می توانند تا چند سال در خاك زنده بمانند و بیماری های ناشی از آنها در شرایط مرطوب تشدید می شود.

كنترل

  1. رعایت بهداشت زراعی: ضدعفونی وسایل مورد استفاده ( عامل بیماری حتی به وسیله كفش ها هم می تواند در باغ پخش شود )
  2. آگاهی از سابقه كشت زمین و بیماری های آن چون فیتوفترا داری دامنه میزبانی وسیعی است و عدم كشت در زمین های آلوده.
  3. اصلی ترین راه كنترل فیتوفترا مدیریت صحیح آبیاری باغ است. باید از كشت در خاك هایی كه در معرض غرقاب شدن هستند خودداری كرد و نازل های سیستم آبیاری را دور از تنه درختان نگه داشت. بهبود وضع زهكشی زمین اثرات مطلوبی خواهد داشت. ( كشت در خاكهای سبك با زهكشی سریع )
  4. هیچ نوع كنترل شیمیایی برای فیتوفترا در زیتون انجام نمی شود ( البته در برخی موارد در نهالستان ها از متالاكسیل استفاده می كنند ولی در باغهای زیتون خیر ).

لكه طاووسی زیتون (Olive Peacock Spot) 

عامل بیماری : Spilocaea oleagina
رده بندی عامل بیماری : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales , Dematiaceae
علائم و خسارت :
این بیماری به نام لكه چشم پرنده ای (Bird&#۰۳۹;s Eye Spot) زیتون هم خوانده می شود.

علائم به صورت لكه هایی است كه روی برگ ها، میوه ها و دم میوه ها بوجود می آیند ولی اكثر آنها روی برگ ها دیده می شوند.

روی برگ، این لكه ها گرد یا حلقوی و ابتدا دودی رنگند ولی بعدا به رنگ قهوه ای در می آیند كه هاله ای زرد رنگ اطراف آنها را گرفته است.

این لكه ها در ظاهر شبیه به لكه های چشم مانند روی پرهای دم طاووس است و به همین دلیل به این بیماری لكه طاووسی می گویند.

اگر تعداد لكه های ایجاد شده روی دمگل ها (Pedicel) زیاد باشد، باعث ریزش شدید میوه می شود.

برگ های آلوده كلروزه شده، در نهایت می ریزند. سرشاخه ها نیز ممكن است در اثر ریزش برگها از بین بروند.

ریزش شدید برگها باعث ضعیف شدن درخت یا مرگ درختان كوچك می شود و مقدار محصول كاهش می یابد.

البته چند سال طول می كشد تا بیماری روی درخت به صورت حاد درآید.

بیولوژی 

قارچ درون لكه های موجود در برگ هایی كه روی درخت باقی مانده اند، زمستان گذرانی می كند.

كنیدی هایی كه در برگهای ریخته شده تشكیل می شوند، نقش بسیار كمی در گسترش بیماری دارند.

ایجاد آلودگی رابطه نزدیكی با بارندگی دارد و بیشتر آلودگی ها در طول زمستان ایجاد می شوند.

دماهای بالا جوانه زدن و رشد اسپورها را محدود می كند.

به همین دلیل بیماری در طول تابستان های گرم و خشك غیرفعال است.

در مناطقی كه تابستان خشك و زمستان های ملایم دارند،

دوره مناسب بیماری پاییز و زمستان، و درنواحی كه زمستان سردتر است، بهار و اوایل تابستان می باشد.

آلودگی هایی كه در فصل اخیر ایجاد شده اند، می توانند در فصل بعدی آشكار شوند چون قارچ می تواند در شرایط نامناسب به صورت نهان (Latent) باقی بماند.

در شرایط مناسب، دوره نهفته بیماری (Incubation Period) حدود دو هفته است.

اپیدمیولوژی

شرایط مناسب برای توسعه بیماری عبارتند از:

یك تا دو روز رطوبت نسبی بالا ( نزدیك به اشباع )، دامنه دمایی گسترده ولی اپتیمم بین ۲۱- ۱۸ درجه.

تابستان های گرم و خشكی های طولانی مدت از عوامل محدود كننده بیماری اند.

مبارزه

رطوبت و سایه اندازی كنوپی را كاهش دهید.

با هرس عبور هوا را در شاخ و برگ افزایش دهید این كار در باغ های متركم و نهالستان ها اهمیت دارد.

همانطور كه در بخش مبارزه با گره زیتون گفته شد، علیه این بیماری از سموم مسی استفاده می شود.

معمولا یكبار سمپاشی در سال، در اواخر پاییز، قبل از شروع بارندگی های زمستانه كافی خواهد بود.

 

سرکوسپوریوز زیتون: Cercosporiose Of Olive

عامل بیماری : Mycocentrospora cladosporioides
رده بندی عامل : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales

 علائم بیماری

قارچ دارای اسكلروت هایی به رنگ قهوه ای مایل به سبز، دایره ای یا تا حدودی سیلندری شكل است.

كنیدی ها سبز زیتونی و كمی خمیده هستند و ۶-۲ عدد دیواره عرضی دارند.

این قارچ باعث بوجود آمدن لكه برگی های خفیفی در زیتون می شود.

علائم به شكل لكه های خاكستری تا سربی رنگی است كه در سطح زیرین برگ وجود دارند و بعدا كاملا سیاه رنگ می شوند.

سطح بالایی برگها كلروزه یا زرد شده، برگهای مسن تر شاخه های خارجی تاج درخت،

به ویژه در طول بهار و تابستان، می ریزند.

بیولوژی

اسكلروت ها عمل بقای قارچ هستند و میسلیوم های جدید از آنها بوجود آمده، در سطح زیرین برگ رشد می كنند.

البته گاهی قارچ روی میوه ها تولید كنیدی و كنیدیو فر می كند.

اپیدمیولوژی

اطلاعات كمی درباره نحوه پخش این بیماری در دسترس است.

باران نقش مهمی در انتقال كنیدی ها از برگهای آلوده به برگهای سالم دارد.

در ضمن باد هم می تواند كنیدی ها را از برگهای افتاده در كف باغ به سایر برگ ها منتقل كند.

آلودگی های اولیه در پاییز، بعد از اولین بارندگی، از اسكلروت ها بوجود می آیند.

آنتراکنوز زیتون : Olive Anthracnose

عامل بیماری : Glomerella cingulata که آنامورف آن قارچ Colletotrichum gloeosporioides می باشد.

اخیرآ قارچ دیگری به نام C.acutatum در میوه های پوسیده پیدا شده است.

رده بندی عامل بیماری :

قارچ Glomerella در ویرایش چهارم کتاب قارچ شناسی الکسوپولوس همراه با جنس های Polystigma و Phyllachora

در راسته Phyllachorales از آسکومیست ها قرار می گیرد و خانواده ای برای آن تعیین نشده است

ولی در سایر رده بندی ها این قارچ در خانواده Phyllachoraceae از راسته Polystigmatales از آسکومیست ها قرار داده شده است.

 بیماری

این بیماری برای اولین بار از پرتغال گزارش شد.

در سطح میوه می توان با چشم غیر مسلح جوش هایی را دید كه توده های اسپور روی آنها درون آسروول قرار گرفته است.

فرورفتگی های كوچكی در سطح میوه ها بوجود می آید كه با آسروول ها پوشیده می شوند.

این فرو رفتگی ها ابتدا به رنگ آجری مایل به كرم هستند كه در نهایت به رنگ قهوه ای در می آیند.

اندازه این فرورفتگی ها به تدریج در میوه افزایش پیدا می كند و سرانجام تقریبا تمام سطح میوه را می گیرد و باعث چروكیدگی و پژمردگی آن می شود.

در شرایط مرطوب توده های مخاطی نارنجی رنگی از اسپورها در سطح میوه بوجود می آید.

برگ های نزدیك میوه ازبین می روند ولی برگهای انتهای شاخه به صورت دسته ای در می آیند

( یعنی برگها از یك نقطه یا از نقاط نزدیك به هم روییده اند).

روی این برگها نقاط قهوه ای رنگی ( كه در ابتدا زرد رنگند ) دیده می شود كه با یك هاله تیره احاطه شده است.

این برگ ها در طول پیچ می خورند و به شكل ناودان (جوی) درمی آیند.

بیولوژی

آلودگی های اولیه در اثر اسپورهای تولید شده در آسروول های روی میوه ، برگ ها و یا شاخه های جوان بوجود می آید.

علائم پوسیدگی هایی که در مراحل اولیه تشکیل میوه بوجود می آیند،

ممکن است در زمان رسیدگی میوه ها ظاهر شود.

این قارچ می تواند میوه را در تمام مراحل رشد آلوده کند.

آسیب های ایجاد شده در اثر ضربه، برداشت نامناسب،

استرس های مختلف، سوختگی های ناشی از آفتاب و سمپاشی،

رسیدگی بیش از حد یا انبار شدن طولانی مدت، آلودگی را راحت تر می سازند.

دوره بحرانی حمله بیماری زمانی است كه رنگ میوه ها در حال تغییر است و شرایط محیطی مناسب وجود دارد.

شیوع بیماری ممكن است با افزایش حمله مگس زیتون Dacus oleae با نام انگلیسی Olive Fly تشدید شود.

اپیدمیولوژی

بهترین شرایط برای توسعه قارچ دمای ۲۵ درجه سانتیگراد و حداقل رطوبت نسبی مورد نیاز آن ۹۲ درصد است.

جوش هایی كه در سطح نواحی آلوده بوجود می آیند،

از كنیدی هایی تشكیل شده اند كه در یك ماده ژله مانند گرانوله ( دانه دانه ) قرار دارد.

این جوش ها در آب باران حل می شوند و در طول درخت پخش می گردند و یا باد و باران، هر دو، كنیدی ها را از درختی به درخت دیگر انتقال می دهند.

مبارزه

مبارزه بیشتر به روش شیمیایی صورت می گیرد، با استفاده از سموم مسی یا قارچكش های آلی.

سمپاشی را باید قبل از آغاز بارندگی های پاییزه انجام داد.

آنتراکنوز زیتون و لکه طاووسی را می توان با سموم زیر کنترل کرد:

هیدروکسید مس ( مثل Kocide ۵۰۰ WP که خاصیت قارچکشی دارد )

اکسی کلرید مس ( مانند Cuprox ۵۰۰ WP که خاصیت قارچکشی و باکتری کشی دارد).

در ضمن باید از كلتیوارهایی استفاده كرد كه حساسیت كمتری دارند و میوه هاشان دیرتر می رسد.

هرس مناسب سالیانه باعث كاهش اینوكولوم و بهبود گردش هوا در درخت می گردد.

سایر بیماری های قارچی :

شانکر Diplodia :

در برخی مناطق گزارش شده است که البته خسارت آن کم است و باعث آسیب مستقیم به درخت نمی شود

ولی میتواند باعث تشدید خسارت های ناشی از غدد باکتریایی شود.

در حال حاضر مبارزه ای علیه آن صورت نمی گیرد.

پوسیدگی ریشه:

علاوه بر قارچ هایی که قبلا به عنوان عامل پوسیدگی ریشه ذکر کردیم،

قارچ های دیگری مثل Rhizoctonia ، Pythium و Rosellinia necatrix هم می توانند به ریشه زیتون حمله کنند.

زوال شاخه ها ( Shoot Dieback):

Tip Dieback و مرگ شاخه ها به طورغیر مستقیم، می تواند ناشی از پوسیدگی ریشه باشد.

با این وجود، این علائم در درختانی که هیچ مشکل واضحی در سیستم ریشه ای ندارند هم دیده شده است.

در شاخه های جوان، قارچ Botrytis به عنوان عامل مرگ نوک شاخه ها شناخته شده است ولی در درختان مسن هیچ ارگانیزمی در این رابطه کشف نشده است.

قارچ های عامل پوسیدگی میوه :

Alternaria , Cladosporium و Ulocladium نیز به عنوان عوامل پوسیدگی میوه از بسیاری از کلتیوارها گزارش شده اند.

این قارچ ها می توانند هم به عنوان عوامل اولیه و هم به عنوان عوامل ثانویه پوسیدگی به میوه ها حمله کنند.

برخی از پوسیدگی های ایجاد شده مثل پوسیدگی نوک میوه که در کلتیوار Sevillano دیده می شود،

می تواند در اثر استرس های رطوبتی، مصرف زیاده از حد کودهای ازته و یا متعادل نبودن میزان بر و کلسیم خاک باشد.

در اسپانیا هم عارضه ای که ” خشکیدگی نوک میوه Apical Fruit Desiccation” یا ” پوسیدگی راسی Apical Rot ” نامیده می شود،

در اثر تغییرات ناگهانی در دما و رطوبت که باعث دی هیدراتاسیون موضعی در میوه زیتون، به ویژه در نوک آن، می شود، بوجود می آید.

قارچ های دیگری نیز مثل Capnodium ( عامل ایجاد فوماژین در میوه ها ) ، Phoma و Macrophoma از درختان زیتون گزارش شده اند.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا