آفات

بیماری های نخود

مقدمه

 

بیماری های نخود، نخود با نام نخود بنگالي و حدود 30 اسم رايج ديگر، يكي از گياهان خانوادة حبوبات مي باشد كه دو تيپ اصلي آن به طور عمده پرورش داده مي شوند .

تيپ كابلي داراي دانه هاي سفيدرنگ بزرگي بوده كه غذاي مردم جهان را در بسياري از كشورها به ويژه مناطق مديترانه اي تأمين مي كند.

تيپ دسي نيز داراي دانه هاي كوچك تر رنگي (زرد، قهوه اي، سبز، سياه) بوده و در بسياري از كشورها بخصوص هند و مكزيك غذاي اصلي مردم را تشكيل  میدهد

 از اين تيپ هم به عنوان علوفه و هم به عنوان غذاي انسان استفاده م يشود.

در ايران، نخود در مقايسه با ساير گياهان خانواده حبوبات بيشترين سطح كشت را دارا مي باشد ؛

استان هاي كرمانشاه، لرستان و آذربايجان غربي عمده ترين توليدكنندگان نخود سفيد و استان كردستان مه مترين توليدكننده نخود سياه مي باشند.

تاكنون بيش از 50 بيماري گزارش شده اند كه قادر به آلوده كردن اين محصول مي باشند.

تعدادي از آنها هر ساله خسارات زيادي به محصول نخود وارد مي آورند .

در ايران علاوه بر بيماري هاي اندام هاي هوايي مانند بيماري برق زدگي، تعدادي از بيمار ي هاي ريشه باعث آسيب به گياه و كاهش قابل توجه محصول مي شوند. 

بيماري هاي قارچي كه بر روي بخش هاي هوايي گياه اثرم  می گذارند.

 

برق زدگي

 

برق زدگي (بلايت ناشي از آسكوكيتا) مهم ترين بيماري نخود در بسياري از مناطق كشت اين محصول مي باشد.

بيماري معمولاً در دوره گل دهي و تشكيل غلاف، به صورت لكه هايي از گياهان سوخته در سطح مزرعه ديده می شود.

 

علائم :

 بيماري ابتدا به صورت چندين لكه نكروزة كوچك روي برگ هاي جوان تر شاخه ها ظاهر می شود

اگر شرايط براي توسعه بيماري مساعد باشد، اين لكه ها به سرعت بزرگ و با هم ادغام شده و برگ ها و جوانه ها دچار سوختگي مي شوند.

اگر شرايط براي توسعه بيماري مساعد نباشد، گياه نمي ميرد.

آلودگي به فرم زخم هاي مجزا روي برگ ها، دمبرگ ها، ساقه ها و غلاف ها باقي می ماند.

علائم روي برگچه ها:

به صورت لكه هاي مدور با حاشيه قهو هاي و مركز خاكستري مي باشد.

ساختارهاي قارچ به صورت دواير متحدالمركز در اين لكه ها قرار گرفته اند.

روي ساقه ها و دمبرگ ها:

زخم ها به صورت تخم مرغي وارونه يا كشيده بوده و حاوي ساختارهاي قارچي مي باشند .

اندازة زخم ها بسيار متغير بوده، برخي از آنها ممكن است 3 الي 4 سانتي متر طول داشته و بخش آلوده را در بر بگيرند؛

ساقه ها و دمبرگ ها معمولاً در محل تشكيل حلقة آلودگي مي شكنند.

متحدالمركز / زخم هاي بزرگ روي غلاف ها معمولاً گرد و به قطر حداكثر5/0 سانتيمتر بوده

اغلب داراي دواير حاوي ساختارهاي قارچ به صورت نقاط سياه رنگ مي باشند.

قارچ به داخل غلاف نفوذ كرده و دانه هاي در حال رشد را آلوده مي نمايد .

علائم روي دانه ها اغلب به صورت تغييررنگ قهوه اي ظاهر مي شوند.

معمولاً به صورت فرورفتگي هاي عميق، كروي يا نامنظم در مي آيند كه گاهي نيز ساختارهاي قارچ با چشم غيرمسلح روي آنها ديده مي شوند .

زماني كه دما در شب حدود 10 درجه سانتيگراد و در روز حدود 20 درجه سانتيگراد باشد.

بارندگي با روزهاي ابري توأم شود، بيماري شروع شده و گسترش مي يابد.

رشد بيش از حد شاخ و برگ نيز منجر به ايجاد شرايط مناسب براي توسعة بلايت مي شود.

 

روش هاي مبارزه:

 

كشت بذور سالم و يا ضدعفوني بذور با قارچ كش هاي مناسب بهترين و اولين قدم در مبارزه با اين بيماري است.

بدين منظور بذور را در محلول 2/0 درصد تيرام به مدت 24 ساعت خيس نموده و سپس اقدام كشت مي شود.

جهت ضدعفوني مي توان از سموم ديگري مانند بنوميل، مانكوزب، تيابندازول، كالكسين ام و يا كاپتان نيز استفاده كرد.

در صورت بروز بيماري در مزرعه، سم پاشي در چهار نوبت بعد از هر بارندگي به فاصلة 14 روز با سموم زينب و يا مانكوزب به نسبت دو در هزار توصيه مي شود.

فربام، مانب و كلروتالونيل از ديگر سموم موثر عليه اين بيماري بوده كه روي شاخ و برگ پاشيده مي شوند.

در مزارعي كه نخود دير كشت شده است، ميزان خسارت معمولاً كمتر است.

اگر بذرها عميق كشت شوند ( 15 سانتي متر يا بيشتر)، ميزان وقوع بيماري كمتر خواهد بود.

شخم بقاياي گياهي به عمق 10 سانتي متر ي ا بيشتر در خاك، باعث از بين رفتن اندام هاي قارچ و در نتيجه كاهش خسارت در سال بعد خواهد شد.

رعايت تناوب زراعي و همچنين كشت مخلوط نخود با گياهاني مانند گندم و جو از اقدامات موثر ديگر هستند.

مي توان ارقام داراي مقاومت بيشتر را در اولويت كشت قرار داد.

 

كپك خاكستري ناشي از بوتريتيس

 

اين بيماري معمولاً در زمان گلدهي و هنگامي كه شاخ و برگ كاملاً رشد نموده است، ديده مي شود.

عدم تشكيل غلاف، اولين نشانة بيماري است .

برگ ها و ساقه ها ممكن است هي چگونه علائمي نشان ندهند ولي در شرايط كاملاً مساعد براي  بيماري، شاخ و برگ بوته ها علائم مشخصي نشان داده و گياهان به

صورت لك هاي در سطح مزرعه از بين مي روند.

بيماري بر روي بخش هايي از گياه كه در زير شاخ و برگ مخفي است شديدتر بوده كه در اين حالت با كنار زدن شاخ و برگ و مشاهدة دقيق آن آشكار است.

برگ ها و گل هاي ريخته كه با تود ه اي از اسپورها پوشيده شد ه اند ، در زير بوته ها روي سطح زمين ديده مي شوند.

علائم

هنگامي  كه   رطوبت  بسيار  بالا  باشد،  علائم  به  صورت  زخم  هاي  قهوه اي  تيره  يا  خاكستري روي ساقه ها، برگ ها، گل ها و غلاف ها ديده مي شوند،

كه با اسپور  هاي كپكي شكل قارچ پوشيده شده اند .  

زخم هاي روي ساقه 10 تا 30 ميلي متر طول داشته و دور ساقه را بطور كامل مي گيرند .

شاخه ها در نقطه اي كه كپك خاكستري باعث پوسيدگي شده، مي شكنند و برگ ها و گل هاي آلوده تبديل به يك تودة پوسيده مي شوند.

روي غلاف زخم هايي آبسوخته و نامنظم ايجاد مي شوند .

در بوته هاي آلوده، غلاف ها داراي دانه هاي چروكيده و كوچك بوده و يا اينكه اصلاً دانه به وجود نمي آيد.

رشد رويشي بيش از حد در نتيجة آبياري يا بارندگي و همچنين كشت متراكم و كشت ارقامي كه شاخ و برگ گسترده دارند،

شرايط را براي توسعة بيماري فراهم مي كنند.

دماهاي بين 20 و25 درجه سانتي گراد و رطوبت نسبي بالا در زمان گلدهي و تشكيل غلاف نيز باعث بروز شرايط مساعد بيماري مي گردند.

دماي مناسب براي كپك خاكستري كمي بيشتر از دماي مناسب براي بيماري برق زدگي است،

بنابراين اين بيماري ممكن است بلافاصله بعد از برق زدگي ظاهر شود.

 

روش هاي مبارزه:

 

از بين بردن بقاياي آلوده بعد از برداشت توصيه مي شود .

ضدعفوني بذور با سمومي از قبيل كاربندازيم، كاربندازيم + تيرام، مانب، تيابندازول، ايپروديون و تيرام در جلوگيري از وقوع بيماري موثر است .

در هنگام بروز بيماري مي توان مزارع آلوده را با سمومي مانند كاربندازيم و يا مخلوط كاربندازيم و تيرام سم پاشي نمود.

كاهش تراكم بذر و افزايش فاصلة بين بوته ها ميزان بيماري را كاهش مي دهد.

در مزارع آبي، اجتناب از آبياري زياد و رشد رويشي بيش از حد بوته ها، ميزان خسارت را به حداقل مي رساند.

كشت ديرهنگام نيز باعث كاهش شدت بيماري مي شود.

 

بلايت(سوختگي) ناشي از فوما

 

اين بيماري معمولاً در فاز زايشي روي محصول اثر مي گذارد.

علائم در مزرعه بصورت لكه هايي از بوته هاي در حال خشك شدن ديده  می شود.

علائم تا حدي مشابه علائم برق زدگي مي باشد. ز

خم هاي نامنظم به رنگ قهوه اي روشن روي بر گ ها، ساقه ها و غلاف ها به وجود مي آيند كه داراي حاشية تيره هستند .

دانه هاي تشكيل شده در غلاف هاي آلوده، چروكيده و تغيير رنگ يافته اند.

روش هاي مبارزه:

 

شرايط مساعد براي توسعة بلايت ناشي از فوما شبيه بر قزدگي است. بنابراين بايد از ايجاد رطوبت بالا و رشد زياده از حد شاخ و برگ جلوگيري نمود. 

بيماري هاي قارچي كه بر روي ريشه يا ساقه اثر م يگذارند

 

پوسيدگي اسكلروتينيايي ساقه

 

اين بيماري قادر است در هر مرحله اي روي محصول اثر بگذارد.

بيماري را مي توان از روي ظاهر شدن شاخه ها يا بوته هاي زرد يا خشكيده در مزرعه شناخت.

چنين شاخه ها يا بوته هاي خشكيده اي در ناحية طوقه يا نقاطي روي شاخه دچار پوسيدگي مي شوند.

برگ هاي بوته هاي (شاخه هاي) آلوده، زرد شده و يا به همان رنگ سبز ميريزند و در نهايت خشك شده و به رنگ كاهي در می آيند.

شبكه اي از رشته های سفيد قارچ در ناحية طوقه و قسم تهاي بالاي آن(تا 5 سانتي متر ) ظاهر شده و ممكن است قاعدة شاخه ها را دربرگيرند .

زخم هاي مايل به خاكستري، با پوشش يا بدون پوشش قارچ ، ممكن است روي قسمت هاي بالايي ساقه ها ديده شوند.

سختينه ها (ساختارهاي قارچي) مايل به سفيد

يا قهو هاي به شكل نامنظم، گاهي همراه با رشت ههاي قارچ و يا درون ساقه ديده مي شوند .

 

روش هاي مبارزه:  

 

رشد رويشي بيش از حد، رطوبت بالاي خاك و نيز آب و هواي خنك (20 درجه سانت ي گراد )باعث توسعة بيماري مي شوند.

بنابراين اجتناب از آبياري هاي بي رويه (در كشت آبي ) و جلوگيري از رشد رويشي بسيار زياد بوت هها منجر به كاهش ميزان وقوع آلودگي خواهد شد.

 

پژمردگي فوزاريومي

 

پژمردگي فوزاريومي در اغلب كشورهاي توليد كنندة نخود شايع بوده و بيماري مهمي محسوب مي شود .

علائم مزرعه اي شامل گياهچه ها يا گياهان بالغ مرده بوده كه معمولاً به صورت لكه اي در مزرعه ديده مي شوند .

بيماري قادر است در هر مرحل هاي به محصول خسارت بزند.

مرحلة گياهچه:

بيماري را مي توان سه هفته بعد از كاشت مشاهده نمود. تمام گياهچه ها ( 3 الي 5 هفته بعد از كاشت ) پژمرده شده و روي سطح خاك پخش مي شوند.

اين گياهچه ها رنگ سبز خود را حفظ كرده اند. گياهچه هاي آلوده روي ساقه يا سطح ريشة خود علائم پوسيدگي نشان نمي دهند.

البته، اگر از ناحيه طوقه بطرف پايين برش عمودي داده شود و يا برش عرضي از اين قسمت گرفته شود، نواحي تغيير رنگ يافته به رنگ قهوه اي تيره يا سياه در بافت

هاي داخلي ساقه به وضوح قابل تشخيص است.

مرحلة بلوغ:

بوته هاي آلوده علائم مشخص پژمردگي از قبيل ريزش دمبرگ ها، محور گل و برگچه ها را نشان مي دهند.

اين حالت ابتدا در بخش هاي فوقاني قابل رويت است ولي در عرض يك تا دو روز كل گياه حالت وارفته و پژمرده پيدا مي كند .

تغيير رنگ آوندها همانند مرحله گياهچه در اين مرحله از رشد گياه نيز ديده مي شود.

وقوع پژمردگي زماني كه نخود در اقليم هاي گرم و خشك (بيش از 25 درجه سانتي گراد) كشت شود و تناوب زراعي رعايت نگردد، عموماً بيشتر است.

 

روش هاي مبارزه:  

 

ضدعفوني بذور با قارچ كش تيابندازول (تكتو) و يا كاپتان به ميزان دو در هزار توصيه مي شود.

استفاده از سموم ديگري از قبيل كاربندازيم (5/2 در هزار) توصيه مي شود و يا مخلوط تيرام و بنوميل (5/1 در هزار) نيز موثر است از كشت بذر زماني كه دماي خاك بالا است، بايد خودداري نمود.

استفاده از ارقام مقاوم و بذور سالم جهت كاشت توصيه مي شود.

 

پوسيدگي طوقه

 

بيماري بسيار شايعي است و قادر است در شرايطي كه رطوبت بالا بوده و هنگام كاشت نيز دما بالاتر از 30 درجه سانتي گراد باشد، خسارت قابل ملاحظه اي به گياه و ارد آورد.

گياهان در حال خشك شدن كه شاخ و بر گ شان قبل از مرگ به رنگ زرد مي گرايد،

در سراسر مزرعه پراكنده اند و نشانه اي براي وقوع آلودگي می باشند .

در اغلب موارد، پوسيدگي طوقه در مرحلة گياهچه (حداكثر تا شش هفته بعد از كاشت) روي مي دهد، بخصوص اگر خاك مرطوب باشد.

اگر گياهچه ها با ريشه از خاك بيرون آورده شوند، در ناحية طوقه و پايين تر از آن علائم پوسيدگي نشان مي دهند.

بخش پوسيده با رشته هاي متمايل به سفيد قارچ پوشيده مي شود.  

يك پوشش سفيد روي ريشة اصلي تمام گياهچه هاي خشك شده، حتي چند روز بعد از مرگ نيز ديده می شود.

اگر گياهچه هاي آلوده در مراحل اولية آلودگي از خاك بيرون آورده شوند،

ساختارهايي شبيه بذر كلزا (به قطر يك ميلي متر) در اطراف طوقه ديده مي شوند. 

بافت داخلي بخش غيرآلوده مانند موارد عادي سفيد رنگ است.

 

روش هاي مبارزه:  

 

وجود مواد آلي تجزيه نشده در سطح خاك و رطوبت زياد در زمان كاشت و در مرحلة گياهچه، شرايط را براي وقوع بيماري مساعد مي كند.

بنابراين هنگام آماده سازي بستر كاشت، م واد آلي تجزيه نشده و بقاياي سال قبل را بايد از بين برد.

همچنين در هنگام كاشت و نيز در مرحلة گياهچه بايد سعي شود كه رطوبت خاك خيلي بالا نباشد و از آبياري هاي بي رويه (در كشت هاي آبي) اجتناب گردد.

براي كاهش ميزان بروز بيماري، ضدعفوني بذور با سم ويتاواكس توصيه می شود.

 

پوسيدگي خشك ريشه

 

اين بيماري اهميت زيادي در نخود داش ته و در اغلب مناطق توليد كنندة نخود شايع است.

بيماري عموماً در زمان گل دهي و تشكيل غلاف، ب ه صورت بوته هاي خشكيدة پراكنده در مزرعه ظاهر می شود.

هنگام درآوردن بوته از خاك، معمولاً بخش پاييني ريشه در خاك باقي مي ماند.

ريشة اصلي تيره رنگ بوده، علائم پوسيدگي نشان مي دهد و گياه بخش اعظم ريشه هاي جانبي و تغذيه كننده اش را از دست داده است.

ساختارهاي ريز و تيره رنگي را مي توان روي ريشه يا درو ن بافت چوبي آن مشاهده نمود.

حداكثر دماي بالاي 30 درجه و حداقل دماي بيش از 20 درجه سانتي گراد و تنش رطوبتي، شرايط را براي بيماري مساعد می سازند.

 

روش هاي مبارزه:  

 

استفاده از ارقام مقاوم بهترين روش كنترل اين بيماري است.

ضدعفوني بذور قبل از كاشت با سمومي مانند كاپتان و تيرام توصيه مي گردد.

حد امكان بايد از بروز تنش خشكي جلوگيري نمود و زمان كاشت را نيز طوري در نظر گرفت كه محصول به دور ههاي گرم برخورد نكند.

 

پوسيدگي سياه ريشه

 

بيماري قادر است در هر مرحله اي از رشد گياه روي دهد. بوته هاي آلوده به صورت پراكنده در مزرعه زرد شده و مي پژمرند.

سيستم ريشه پوسيده است:

اغلب ريشه هاي تغذيه كننده از بين رفت هاند و بقية ريشه هاي باقيمانده سياه شده اند.

بوته هاي آلوده قبل از رسيدن كامل خشك مي شوند، ولي اگر رطوبت كافي در دسترس باشد، بوته ممكن است قادر به توليد ريش ههاي جديد باشد.

 

روش هاي مبارزه:  

 

رطوبت بيش از حد و دماي نسبتاً بالا (25 تا 30 درجه سانتي گراد) باعث افزايش توسعه بيماري مي شوند،

بنابراين با تنظيم دور آبياري، بايد رطوبت خاك را در حد مطلوبي نگه داشت .

ضدعفوني بذور با مخلوط تيرام و بنوميل و يا مخلوط تير ام و كاپتان باعث كاهش ميزان بروز بيماري مي شود.

ارقام مقاوم به اين بيماري شناسايي شد هاند و مي توان آنها را در اولويت كاشت قرار داد.

 

پوسيدگي فيتوفتورايي ريشه

 

لكه هايي از بوته هاي مرده در سطح مزرعه ديده مي شوند.

علائم روي بوته ها شامل زردي و خشكيدگي شاخ و برگ، پوسيدگي ريشه هاي جانبي و بخش هاي پاييني ريشة اصلي مي باشند .

در بخش بالايي ريشة اصلي، زخم هايي به رنگ قهوه اي تيره تا سياه ديده مي شوند كه در برخي موارد به سمت قاعدة ساقه گسترش می يابند.

حاشيه هاي پيش روندة اين زخم ها اغلب قهوه اي مايل به قرمز هستند.

 

روش هاي مبارزه:  

 

اين بيماري در قسمت هاي پست كه در آنجا آب جمع شده است، وقوع بيشتري دارد،

بنابراين بايد تا حد امكان از جمع شدن آب در پاي بوته ها جلوگيري نمود.

 

پوسيدگي پيتيومي ريشه و بذر

 

سبز شدن به كندي صورت مي گيرد زيرا بذرها دچار پوسيدگي مي شوند .

گياهچه هاي آلوده كوتاه هستند. ريشه هاي بزرگ تر دچار نكروز و تغيير رنگ شده و عاري از ريشه هاي كوچك مي باشند.

بوته هاي كم رشد اغلب قبل از گلدهي می ميرند.

 

روش هاي مبارزه:

 

ضدعفوني بذور با سم ريدوميل به ميزان 075/0 گرم ماده موثر به ازاي هر كيلوگرم بذر در كاهش اين بيماري موثراست.

كاپتان نيز قارچ كش موثري براي ضدعفوني بذر می باشد.

 

كوتولگي ويروسي

 

مهم ترين بيماري ويروسي نخود اس ت كه در اغلب كشورهاي توليد كنندة نخود شيوع دارد .

كوتولگي در آلودگي هاي اول فصل بيشتر مشهود است كه نتيجة كوتاه شدن ميا نگره ها است

. در آلودگي هاي بعدي، ممكن است كوتولگي آشكار نباشد، ولي تغيير رنگ بوته و قهوه اي شدن بافت آبكش ديده مي شود.

بوته هاي آلوده به خاطر رنگ زرد، نارنجي يا قهو هاي و همچنين رشد كم به راحتي در مزرعه قابل تشخيص هستند .

نوك و حاشية برگ ها اغلب ابتدا زرد و سپس قهوه اي مايل به قرمز می شود

. در كل، تغيير رنگ برگ ها درتيپ هاي دسي( مايل به قرمز)  واضح تر از تيپ هاي كابلي (زرد) است.

ساقه ها و برگ هاي بوته هاي بيمار راست تر و ضخيم تر از حالت عادي هستند.

 

 علائم بيماري:

قهوه اي شدن بافت آبكش است. اين حالت با برداشتن پوست ناحية طوقه از طريق بريدن طولي قطعات نازكي از پوست آشكار است .

در برش عرضي يا طولي، قهوه اي شدن بافت آبكش نمايان است.  

چوب داخلي ريشه همانند حالت عادي سفيد است و تغيير رنگي در بافت چوبي مشاهده نمي شود.

اگر گياه تا مرحلة تشكيل غلاف زنده بماند، تشكيل غلاف بسيار به ندرت و به شكل پراكنده صورت مي گيرد ولي در اغلب موارد گياه قبل از رشد كامل از بين مي رود.

خسارت مكانيكي به بافت آبكش توسط حشرات جونده كه ناحية طوقة گياه را مورد حمله قرار مي دهند،

مي تواند باعث تغيير رنگ برگ ها و كوتولگي مشابه كوتولگي ويروسي گردد، ولي در اين مورد قهوه اي شدن بافت آبكش ديده مي شود.

 

روش هاي مبارزه:

كشت زودهنگام (اواخر تابستان و اوايل مهر) و ايجاد فاصلة زياد بين بوته ها، باعث افزايش وقوع كوتولگي مي شوند.

فعاليت شته هاي ناقل بيماري نيز بر روي ميزان بروز بيماري تأثير مي گذارند، بنابراين مبارزه با ناقلين در كاهش ميزان خسارت موثر خواهد بود.

كاشت بايد زماني صورت گيرد كه فعاليت شته هاي ناقل كم باشد، كه بسته به منطقه و نتايج تحقيقات انجام شده، مي توان كشت زودهنگام يا ديرهنگام را مدنظر قرار داد.

 

ريشه گرهي

 

نماتودها موجودات بسيار ريزي هستند كه درون خاك به سر مي برند.

تعدادي از آن ها به عنوان نماتودهاي انگل گياهي مطرح بوده كه موجب بروز آسيب به بافت ريشه و ساير اندا مهاي گياه مي شوند.

خسارت ناشي از نماتودها به صورت مستقيم در اثر تغذيه و به صورت غيرمستقيم در اثر تشديد ساير بيمار يهاي نخود بخصوص پژمردگ ي ها و پوسيدگي هاي ريشه باشد.

گروهي از نماتودها تحت عنوان نماتودهاي مولد غده يا ريشه گرهي باعث ايجاد اين بيماري مي شوند

. نماتودها وارد بافت ريشه شده و پس از پيدا كردن محل مناسب، شروع به تغذيه مي نمايند.

در اثر تغذيه و متورم شدن نماتود، يكسري تورم ها و گال هايي روي بافت ريشه به وجود مي آيند.

گال ها مطمئناً مشخص ترين و واضح ترين علامت آلودگي گياه به نماتودهاي مولد غده هستند

گال ها را مي توان به آساني بعد از بيرون كشيدن ريشه ها از خاك و تميز كردن ذرات خاك چسبيده به ريشه، با چشم غير مسلح مشاهده نمود .

درون گال ها نماتودهاي مادة متورم وجود داشته و روي سطح گال ها نيز كيسه هاي تخم ممكن است با ذره بين قابل مشاهده باشند.

با پيشرفت آلودگي قسمت بيشتر ريشه مبتلا به گال هاي نماتودي شده و گره زايي ريبوزوم ها به شدت كاهش مي يابد.

علائم بيماري روي چنين گياهاني به صورت كوتولگي، زردي، كاهش تعداد گل و اندازة غلاف است كه اين علائم مخصوصاً در دوره گل دهي مشخص تر است .

خسارت نماتودها معمولاً در سطح مزرعه به صورت لكه اي است، ولي گاهي كل مزرعه آلوده مي شود.

 

روش هاي مبارزه:

 

ضدعفوني خاك آلوده عليه اين نماتودها بسيار موثر است، ولي به دليل هزينة زياد، نياز به ادوات مخصوص و همچنين پرخطر بودن، زياد از آن استفاده نمي شود .

استفاده از نماتود كش هاي غيرتدخيني مانند فناميفوس، اكساميل يا اتوپروفوس در دو نوبت، هنگام كاشت و دوره استقرار گياه، معمولاً كنترل مناسبي را ايجاد مي نمايد.

تناوب زراعي نيز به دليل دامنه ميزباني وسيع اين نماتودها چندان موفقيت آميز نيست،

با اين وجود گياهاني از قبيل سيب زميني، گوجه فرنگي، هويج، پياز، كاهو، اسپرس و چاودار گياهان نسبتاً مقاومي بوده و براي تناوب با نخود مناسب هستند.

تأخير در كشت نخود باعث كاهش آسيب ناشي از اين نماتودها مي شود،

زيرا درجه حرارت پايين تر آمده و اين پايين آمدن دما براي نماتود نامناسب است.

 

 

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا